سيد علي اكبر قرشي
7
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( مِنْ قَبْلُ » ) * معترضه مىباشد و اگر كسى اصرار كند كه بنوح عايد است باز به آنچه خواهيم گفت ضررى ندارد . در اين آيات عيسى فرزند ابراهيم خوانده شده با آنكه پدر نداشت و از جانب مادر بابراهيم متصل است نتيجه آنكه فرزند دختر ذريهء شخص است و فرزندان حضرت زهرا عليهم السلام فرزندان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آلهاند . بنى اميّه و بنى عباس از اينكه به حسنين و ساير ائمه عليهم السلام ابن رسول اللَّه گفته شود ناراحت بودند و اصرار داشتند چنين خطابى به آنان عليهم السلام نشود بلكه ابن على گفته شود . نقل است كه حجاج بن يوسف لعنه اللَّه يحيى بن معمر را خواست گفت شنيدهام ميگويى حسن و حسين از ذرّيهء پيغمبراند و اين مطلب را در قرآن پيدا ميكنى من كتاب خدا را از اوّل تا آخر خواندم همچو چيزى نيافتم ؟ ! يحيى گفت : آيا سورهء انعام را نميخوانى ؟ * ( « وَمِنْ ذُرِّيَّتِه داوُدَ وَسُلَيْمانَ » ) * تا رسيد به * ( « وَيَحْيى وَعِيسى » ) * گفت آيا عيسى از فرزندان ابراهيم نيست با آنكه پدر نداشت ؟ حجّاج گفت : راست گفتى . ( تفسير عياشى ذيل آيهء فوق ) . معاويه روزى بغلام خودش ذكوان گفت : اگر بحسن و حسين نامه نوشتى ابن رسول اللَّه ننويس زيرا آنها پسران على هستند . ذكوان اظهار اطاعت كرد . روزى معاويه به او دستور داد نام فرزندان او را نوشته و پيش وى بياورد ، ذكوان نامهاى پسران و دختران و پسر زادگان معاويه را نوشت و حاضر كرد ولى از نواده هاى دخترى او نامى نبرد . معاويه گفت : چرا عدهاى از فرزندان مرا ننوشتهاى ؟ ذكوان گفت : مگر غير از اينها فرزند ديگرى دارى ؟ گفت مگر دختر زادگانم فرزندان من نيستند ؟ ذكوان فرصت را مغتنم شمرده گفت : چگونه پسران دختر پيغمبر پسران او نيستند ولى فرزندان دختر تو فرزند تواند ؟ معاويه در پاسخ وا ماند و گفت : در جاى